السيد الطباطبائي

18

رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى )

اسلام بازگشتند و مردم را به نابودى دين محمد صلى الله عليه و آله دعوت مىكنند . پس ترسيدم كه اگر به يارى اسلام و مسلمين برنخيزم شكاف يا انهدامى در اسلام خواهم ديد كه مصيبت آن از فوت خلافت چند روزه بسى بيشتر است . « 1 » * * * . . . پس از شهادت امام على عليه السلام ، ديگر پيشوايان ما نيز همواره مصالح عاليه مسلمين و جوامع اسلامى را بر هر چيز ديگرى ترجيح دادند و حتى حاضر شدند تا آن جا « فداكارى » و « ايثار » از خود نشان دهند كه به خاطر « مصلحت برتر » چند صباحى با مخالفين و غاصبين « پيمان صلح » ببندند و « ولايت عهدى » ظاهرى را بپذيرند تا بلكه در اولين فرصت ، به احقاق حق بپردازند و يا حداقل اجازه ندهند كه بنياد رسالت ، در مقابل دشمن مشترك ، لرزان گردد . رهنمودهاى قاطع و صريح امامان ، براى « شيعيان » آن عصر ، راه و روش روشنى را نشان مىداد و خط مشى سياسى و اجتماعى آنان را ، آن طور كه شرايط ايجاب مىنمود ، ترسيم مىكرد و تاريخ نيز گواه است كه شيعيان صدر اسلام هرگز در كارهاى اجتماعى از صف اكثريت جدا نشدند و به طور فعالانه‌اى براى پيشبرد اسلام كوشيدند و در نبردهاى آزادىبخش اسلامى ، بر ضد نظام‌هاى طاغوتى عصر ، شركت كردند و در اين راه از بذل جان و مال دريغ نورزيدند . در جوامع اسلامى آن روز « تضاد درون و برون » و « دوگانگى در فكر و عمل » به آن شكلى كه ما امروز شاهد آن هستيم ! - و محصول جهل و نادانى كسانى است كه « هدف » را فداى « مصلحت » هاى شخصى كرده‌اند - هرگز وجود نداشت و پيروان حقيقى امامان ، « تشيع » را وسيله‌اى براى « ارتزاق » قرار نداده بودند كه به خاطر آن ، حتى از دستور « امام » نيز تخلف ورزند ! در جايى كه « امام صادق » عليه السلام از آنان مىخواهد كه با

--> ( 1 ) ر . ك : « يادنامه علامه امينى » ، مقاله شهيد مطهرى ، ص 236 - 237